أحمد بن حامد كرمانى

75

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

كرد ( و ) چون خبر وفات « 1 » ايلدگز برسيد « 2 » عقدهء عزيمت او در مقام عراق راهى شد « 3 » و چون بر اثر ( آن ) نعىّ مادر سلطان ( ارسلان كه منكوحهء اتابك و حاضنهء مملكت بود ، ) بشنيد ؛ در اصفهان توقف نكرد و بيزد آمد . ( اتابك يزد ) او را خدمت كرد ( و مراسم توقير و لوازم تبجيل اقامت فرمود ) و او را بمواعيد اصلاح بين الاخوين موعود ميداشت و بملك ارسلان مىنوشت كه [ من ] برادرت را بفسون و فسانه نگاه ميدارم ؛ چه اگر بحدود كرمان افتد ، از وى نايرهء فتنه متواتر « 4 » شود . و غرض اتابك آنكه از سرحد « 5 » كرمان ( بافق و بهاباد ) كوبنان و راور و غيرهما « 6 » مىخورد . چون ايبك امير يوسف عاشق « 7 » را بطلب او فرستاد ؛ ( اتابك ) راه منع رفت و در تسليم او تقاعد نمود ( و حقدى ) كه از ايبك در باطن اتابك بود ، او را از راه مساعدت ميگردانيد و بمعاذير « 8 » تمسك مىنمود [ و ] چون ( امير ) يوسف بى ( حصول ) مقصود ( باز ) پيش ايبك آمد ، از آنجا كه كمال ( عنف ) و بدخوئى « 9 » ايبك بود ، ( در صفراء ضجرت ، ) نامهء ( باتابك يزد ) نبشت مشتمل بر ( بوارق ) تهديد و ( رواعد ) وعيد و آنكه « 10 » اگر طريق اسعاف ( اين مرتبه ) نسپرد ، [ من ] عنان [ از كرمان ] بسوى « 11 » يزد ، گردانم و آنجا آثار عمارت نگذارم . اتابك ( يزد ) تورانشاه را بتقديم خدمات ارضاء فرمود و روانه « 12 » كرد ( و ) در موضع « 13 » قريهء شتران ( شهر بابك ) باتابك ايبك پيوست و ضياء الدين ابو بكر هنوز در فارس بود [ و ] به ترتيب مدد مشغول [ و ] ايبك ( ملك ) تورانشاه را برگرفت و بحدود سيرجان رفت « 14 » . ( گفتار در توجّه رايات سلطان ارسلان از جيرفت بسيرجان و عود بجيرفت . ) ( چون ) خبر خروج تورانشاه از يزد و آمدن بسيرجان ( بجيرفت ) رسيد ، ( ملك ارسلان و اتابك محمد صيقل عزم از قراب صواب بركشيدند و با سپاهى جرّار صارم ، عازم قمع اعادى شده از جيرفت روى بسيرجان آوردند . چون ايبك مطلع شد ، از سيرجان ) باز جانب كدرو بنشست و چون ايبك بهزيمت ( رفت ) ملك در سيرجان توقف نفرمود « 15 » و باز جيرفت آمد و ضياء الدين از فارس مددى تمام حاصل كرد و در كدرو بايبك پيوست

--> ( 1 ) فوت . - ( 2 ) بشنيد . - ( 3 ) گشت . - ( 4 ) متوّلد . - ( 5 ) از كرمان سرحد ( 6 ) غيرهم . - ( 7 ) عاشور . - ( 8 ) معذرتى . - ( 9 ) بدجوئى . - ( 10 ) اينكه . - ( 11 ) باز جانب . - ( 12 ) گسيل . - ( 13 ) منزل . - ( 14 ) آمد . - ( 15 ) نكرد .